همنفس لحظه ها

لحظه ها یت ابریست،دلتنگ شدی ببار

آفرین برآنهایی که مهم است برایشان انسان باشند.

آدمهایی که بی منت خوبند ومهربان

آدمهایی که بی چشمداشت بزرگوارندوبخشنده

آدمهایی که بی غرور فریادمیزنند دوستت دارند

آدمهایی که بی وقفه نگران حال وجویای احوالت هستند

آدمهایی که بی خیال گذرنمیکنند از سیل جاری درچشمانت

آدمهایی که بی ریا دستانت را به گرمی میفشارند ولبخند برکنج لبانت مینشانند

آدمهایی که بی دریغ ومعصومانه تورا به خدا میسپارند ودلتنگ نبودنت میشوند

 

به اندازه تمام انسانیت که دروجود انسانی توست دوستت دارم ای انسان 

 

 

بی تو

درازدحام سایه

آسمان غربت شعرهایم را

می بارید

وشب بی وزن

آنچنان بود که

پشت پرچین های پاییز

چلیپایی ناشناس

عشق رازمزمه می کرد

 

 

| پنجشنبه ۱۳٩٠/۸/۱٩ | ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ | زهرا نظرات () |

 

سلام میکنم به باد

به بادبادک وبوسه

به سکوت وسوال

وبه گلدانی 

که خواب گل همیشه بهار میبیند

سلام میکنم به چراغ

به چراهای کودکی

به چال های مهربان گونه ی تو

سلام میکنم به کوچه به کلمه

به چلچله های بی چهچهه

به همین سربه هوایی ساده

سلام میکنم به بی صبری

به بغض به باران

به ترس بازنیامدن نگاه تو

باورکن من به یک پاسخ کوتاه 

به یک سلام سرسری راضییم

 

 یغماگلرویی

 

بازم سلام ونه واقعا روم سیاه چه سلامی چه علیکی بعد کلی تاخیر وبی معرفتی ...

اماشرمنده واقعا سرم شلوغ بود.دیدن همتون میام وجواب کامنتهای سرشارازمحبت تک تکتون روبه دیده منت میدم.

روزوروزگاربرشماشاد

 

| چهارشنبه ۱۳٩٠/٧/٢٠ | ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ | زهرا نظرات () |

 
خداحافظ مگو بامن مرو ای روح از جانم

در این دنیای عاشق کش تو هستی جان وجانانم

نهال خاطراتم را به دیده آب می دادم

گل یاد تو می روئید در رویای گلدانم

وگاهی بغض می کردم ز چشمم ژاله می بارید

زمان آبستن غم بود از پاییز چشمانم

پس ازتو آسمان بر دوش من آوار می گردد

ومی گیرم زاندوهت سرم را در گریبانت

بیا وبر دل سردم بیفشان نور عشقت را

که من بی روی تو هرگز در این وادی نمی مانم

ببین تندیس عشقم را که از فرجام می لرزد

نگیری گر تو دستم را زهم پاشیده می مانم

بمان با دست سرشارت غبار آینه بزدا

که ابر شوق چشمم را به پای تو ببارانم

تمنایم همه اینست ای تصویر رویایی

برای خواهش اشکم بمان در قاب چشمانم
| یکشنبه ۱۳٩٠/٥/۱٦ | ۱:٠٥ ‎ق.ظ | زهرا نظرات () |

Design By : shotSkin.com